کیروش خوب یا بد

پس از حذف از جام ملت های آسیا در مرحله نیمه نهایی و عدم راهیابی به فینال این رقابت ها مقابل تیم ژاپن، مطابق معمول تحلیل ها و تفاسیر بسیاری رخ داد. به شخصه، با رجوع به تجریبات گذشته و همچنین بررسی معلومات و مجهولات تحلیل خود را می نوسیم. باشد که در آینده مشخص شود که درست یا نادرست چه بوده است.


از زمانی که به خاطر می آورم، همیشه بعد از حذف و عدم نتیجه گیری تیم های ورزشی ما در میادین بین المللی، کلیه بحث های صورت گرفته چه در صدا و سیما و یا جراید توسط کارشناسان به یک نکته اشاره می کردند که می بایست به جوانان بها داده شود و ورزش به صورت آکادمیک دنبال شود و … . هنوز هم کارشناسان همین مطلب را می گویند و باز هم خواهند گفت. از دیگر نکات تکراری، نگاه به سیستم های موفق ژاپن و آلمان و کشور های صاحب سبک است. حضور مدرسین بین المللی جهت رشد سطح کیفی و کمی مربیان پایه می باشد. 

بدون استثنا این مباحت و البته حضور یک یا چند مربی ایرانی در کنار مربی خارجی و همچنین نظارت سرمربی تیم بزرگسالان به تیم های پایه و ایضا تعامل با مربیان لیگی همیشه و همیشه از نظرات منتقدین بعد از شکست ها بوده، هست و خواهد بود.

سئوال اینجاست که در این سالها و پس از این همه شکست آیا درس نگرفتیم؟ تکرار مکررات برای چه؟


کارلوس کیروش، هشت سال پیش با عقد قراردادی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد. در این مدت ایشان مجبور شد برای امکانات تیم ملی با بسیاری درگیر شود. زمین تمرینی، البسه، ابزار موجود در کمپ تیم های ملی، لباس تیم ملی، و موارد این چنین که به اعتراف مخالف و موافق باعث رشد و ارتقا و سربلندی تیم ملی ایران شد. آیا این از وظایف کیروش بود؟

پیدا کردن حریف های تدارکاتی، زمین اردو های خارجی که همگی باز هم به اعتراف مخالف و موافق جز بهترین اردوهای تیم ملی تاکنون بوده است. آیا این نیز جزو وظایف سرمربی می باشد؟

با توجه به سطح کیفی لیگ داخلی، اقدام به شناسایی و دعوت بازیکنان دورگه شاغل در لیگ های معتبر نمود که بارزترین نمونه آنها می توان از اشکان دژاگه نامبرد که این نیز به گواه همگان مثمر ثمر بود. این بازیکنان اغلب به خاطر نام و جایگاه و اعتبار کارلوس کیروش تیم ملی ایران را انتخاب کردند چراکه بازیکنی با کیفیت سامان قدوس دعوت نامه تیم ملی سوئد را مقابل خود میدید با این حال ایران را انتخاب کرد. آیا این جزو وظایف کارلوس کیروش بود؟

دعوا برای دریافت معوقات خود و بازیکنان و سایر اموری که ما از آن بی خبریم نیز به کنار. پر واضح است که کیروش مجبور شده است به جای کار مربی گری به مدیریت تیم پرداخته است. البته با کمی اغماض و مرور پرونده های جنجالی جیووا و غیره می شود به مدیریت فدراسیون هم اشاره کرد.

حال کیروش از نظر فنی چه آورده ای برای تیم ملی داشته است. 

با مقایسه آماری بازی های تیم های ملی، گل های خورده و سبک بازی ها می توان دریافت که دفاع انفرادی و ترکیبی تیم ملی به شدت آسیب پذیر و قابل نفوذ بود. کیروش با علم به این قضیه و اینکه کیفیت بازیکنان موجود در چه سطحی است به چند اقدام اساسی دست زد.

دفاع تیمی را در بین بازیکنان دعوت شده جا انداخته و به مرور باعث استفاده از این چیدمان و تفکر در بین تیم های لیگی برتری شد.

کیفیت و شاخصه دفاعی بازیکنان را بیشتر مورد توجه و تمرین قرار داد.

بازیکنان را ترغیب به بازی در لیگ های اروپایی و خارجی نمود که امکانات تمرینی مناسب تری دارند.

با ساخته و پرداخته شدن بدن بازیکنان و همچنین تمرین های بسیار تفکرات دفاعی خود، در هشت سال، بهترین آمار دفاعی را از نظر گل خورده و سایر آمار دفاعی به وجود آورد.

یکی دیگر از بیماری های مضمن فوتبال ما، بازیکن سالاری بوده؛ در همان ابتدا کیروش با خروج نام رحمتی و عقیلی از لیست تیم ملی که در آن زمان مهره های تاثیر گزاری بودند، نشان داد که به هیچ بازیکنی اجازه طقیان نخواهد داد، ثمره آن، یکدلی همه بازیکنان حتی شخصی مانند تیموریان، جلال حسینی و یا وریا غفوری و حمایت یک دست کل ارکان تیم از یکدیگر و از سرمربی تیم شده است.

تا اینجای کار ما برای کیروش جز پرداخت حق و حقوق خود(که برای آنهم بارها مجبور شد بجن) نه تنها داده ای نداشتیم بلکه عملا فراتر از وظایف یک سر مربی برای ما انجام داده است. 

رتبه اول فوتبال آسیا آنهم برای چندین سال، ثمره این تلاش ها می باشد اگرچه بعضی آنرا کم اهمیت جلوه دهند.

ما به تجربه و سابقه نشان دادیم که با هر نوع مربی مشکل داریم، داخلی با تجربه یا کم تجربه، خارجی ویچ دار یا غیر. زمانی آرزوی ما داشتن دفاع مقتدر بود، حال با این آمار به دنبال گلزنی هستیم. بله همه اینها درست اما ابزار لازم را داریم؟

همین تیم ملی جام ملت های اخیر شاخص ترین بازیکنانش سامان قدوس، دژاگه، سردار، جهانبخش بودند، این ترکیب را با نامهایی چون دایی، مهدوی کیا، باقری، عزیزی مقایسه کنید. باید اعتراف کنیم که سطح کیفی بازیکنان ما دچار افت شده است اما سطح کیفی تیم ملی ما رشد کرده است. 

بنابراین فارغ از هرگونه تعصبی باید اعتراف کرد که کارلوس کیروش علارقم همه تندی ها، خدمات بسیار ماندگاری برای سیستم فوتبالی ما کرده است. 

در انتها، هر کسی بعد از کیروش بیاید، معجزه ای رخ نخواهد داد، هواداران تیم های رنگی، از قدیم گفته اند که آزموده را آزمودن خطاست.  نه تنها انتخاب برانکو دلیل موفقیت تیم ما نخواهد شد، بلکه یک عقبگرد کامل می باشد طرفه آنکه در صورت عدم رخداد این انتخاب، تیم پرسپولیس تقویت شده این فصل که هوادارانش معتقد بودند با تاکتیک های برانکو و تعصب به فینال رسید، با شانس از مرحله خود بالا خواهد رفت و نهایتا در این مرحله حذف خواهد شد. نه این تیم تیم های دیگر ایران نیز در صورتیکه تفکر خود را حرفه ای نکنند دچار همین بیماری خواهند شد.

Obrigado Carlos Queiroz


#کارلوس_کیروش

#Carlos_Queiroz

بازدیدها: 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.