نوستالژی ها

همیشه وقتی اسمم رو گوگل میکنم، تقریبا اولین سایت؛ سایت دوست خوبم علی گنجه ای هست.

اول بگم که ما سه نفر بودیم: علی گنجه ای ، محمد نوشه و من؛ اولین برخورد های من با این دو نفر بر میگرده به سال هفتاد وهشت و سایت دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف. علی کارشناسی می خوند، محمد دنبال زندگی آینده اش و من هم مشغول کار. بقیه متنم رو محاوره ای تر می نویسم:

القصه، یه مانیتور بزرگ بود تو دفتر سایت(پشت پیشخون به نوعی)، من اوایل نمیدونستم چیه داستانش البته بعدها متوجه داستان شدم(مانیتور مخصوص سیستم یونیکس بود). ، این علی میومد صاف می نشست پشت اون و من خیلی خوشم نمیومد از علی : دی ، یه روز برای سیگار کشیدن رفته بودم پشت دانشکده که این علی هم اومد و قصه ما شروع شد.

محمد دانشجوی متالوژی بود اما عاشقی کشونده بودش این دانشکده، خلاصه من همیشه می دیدمش. و طبعا چون اونم ماله یه دانشکده دیگه بود من حال نمی کردم باهاش :دی، البته این حال نکردن یه خورده بیشتر از علی طول کشید تا عوض بشه. خلاصه که من از سایت رفتم و 2 تا جا عوض کردم رسیدم شرکت سپنتا، که بعد چند وقت دیدم علی هم اضافه شد، خیلی خوشحال شدم چون هم پایه سیگارم بود و هم کتابخونه علم و دانش. بعدش محمد هم اومد و دیدم چه جیگرایی هستن اینا. خلاصه ما جمعمون جور بود، بعضی شبا می رفتیم خونه علی بعد ها خونه محمد تا خود صبح فیلم می دیدیم و جالب تر اینکه به فاصله کوتاهی از هم و تقریبا میشه گفت با هم ازدواج کردیم و بچه دار شدیم(غیر از علی نامرد) و این دوستی ما ادامه دار شد و دیگه رفت و آمد ها خانوادگی شد و فیلم دیدن ها هم. گذشت تا اینکه علی رفت انگلیس و محمد هم رفت نیوزلند. حالا من موندم و یه عالمه خاطره های خوب.

من هر وقت از علی میگم راستش دلم نمیاد از رامین چیزی نگم، رامین شرافکندی، بمب روحیه، معنی خواستن توانستن هست، بعضی مواقع نخواسته هم می تونست. رامین و علی تو رشد علمی من خیلی نقش داشتن و واقعا همیشه ممنونشون هستم. محمد هم همونطوری که گفتم جذب در خانواده. همینجا میگم از همتون ممنونم دوستان خوبم.

 


اما همه این بازگشت ها رو زدم تا برسم به این عکسی که علی تو سایتش به همراه مطلبی در باره من اون قدیما پست کرده:و دنیای نوستالژی پشت این عکس هست، یاهو مسنجر و اون جینگولک بازی هاش و اینکه محمد خیلی اصرار به تلفظ درست مسنجر داشت(ما می گفتیم مَسنجر محمد میگفت مِسنجر یا مِیسنجر)، نشانی سایتم که اون موقع دات کام بود. یه خاطره محشرم دارم از همین یاهم مسنجر و کارای خودم که یه روز می نویسم.

پ.ن1: اینکه فکر نکنین من با رامین مشکلی دارم ها، این بهترین عکسی هست که فکر کنین میشه ازش گرفت، کلا شما هرجوری عکس بگیرین که رامین هم باشه میبینین همه خوبن، جز رامین .

پ.ن2: عکس علی تقریبا قدیمی هست. وگرنه علی هم دیگه یال و کوپالی براش نمونده.

#علی_گنجه_ای #محمد_نوشه  #رامین_شرافکندی #یاهو_مسنجر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.